بهنام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسنالخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به [...]

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 13:24  توسط کوروش پشوتن
|
|
 |
احمد شاه رفت ـ رضا شاه آمد
| در پي يك رشته تظاهرات در تهران و شهرهاي ديگر كه چهار روز طول کشيده بود و تظاهركنندگان خلع قاجاريه از سلطنت را درخواست كرده بودند، نهم آبان 1304 (در آن سال مصادف با 31 اكتبر 1925 ميلادي)، مجلس شوراي ملي طرح نمايندگان را مبني بر خلع قاجاريه تصويب كرد كه متن طرح با جمله «به منظور تامين سعادت ملت ايران ...» آغاز شده بود. طبق تحقيق برخي از مورخان برپايه خاطرات رجال وقت، تظاهرات چهار روزه با نقشه قبلي و طبق برنامه! صورت گرفته بود. نمايندگان در همين جلسه سردار سپه، ژنرال رضاخان پهلوي، را با لقب «والاحضرت اقدس» به عنوان رئيس موقت كشور تعيين كردند و كار اصلاح قانون اساسي و تعيين تكليف قطعي رياست كشور را برعهده مجلس موسسان قرار دادند. در جلسه نهم آبانماه مجلس شوراي ملي، دكتر مصدق نماينده تهران با دادن سمت رياست موقت كشور به سردار سپه (رضاخان پهلوي) به دليل داشتن سابقه قلدري کردن و بي اعتنايي به برخي از نظامات مخالفت كرده بود و اصولا سپردن چنين مقامي را در آن وضعيت (درجريان اصلاح و بازنگري قانون اساسي و احتمال اعمال نفوذ و فشار) به يك نظامي، به مصلحت ندانسته بود. با وجود اين مخالفت، اين طرح فوري فقط پنج راي مخالف داشت. قبلا هم دولت با بازگشت سلطان احمدشاه قاجار كه در اروپا بود به وطن، مخالفت كرده بود. در آن روز ميان مردم شايع كرده بودند كه با خلع قاجاريه، نظام حکومتي ايران جمهوري و رئيس کشور انتخابي خواهد شد. قبلا ژنرال رضاخان هم از جمهوري شدن ايران جانبداري كرده بود. در همين روز و اندكي پس از راي گيري در مجلس، اين قضيه به سفارتخانه ها اعلام شد و بوذرجمهري شهردار وقت تهران تلفنهاي كاخ گلستان ( ميدان ارگ ــ 15 خرداد ) محل اقامت محمد حسن ميرزا وليعهد را قطع و پس از اخراج زنان احمدشاه و خانواده سلطنتي از آنجا، درها را مهر و موم كرد. بعدا شهرباني (پليس تهران) درباريان را بازداشت و دولت با تامين پنج هزار تومان هزينه، محمد حسن ميرزا را روانه اروپا كرد. احمد شاه كه در فرانسه بود پس از آگاه شدن از خلع قاجاريه؛ به عمل مجلس اعتراض كرد، ولي تا آن زمان بسياري از دولتهاي اروپايي و ساير ملل دولت موقت تهران را به رسميت شناخته بودند و براي احمدشاه و همراهانش راهي جز درخواست پناهندگي باقي نمانده بود و به اين ترتيب سلسله اي كه در طول حكومت 130 ساله خود (از تاجگذاري آغامحمدخان در سال 1795ميلادي) براي ايران چيزي جز بدبختي به بار نياورده بود منقرض شد. قاجارها از يک ايل مغول تبار بودند و نام اين ايل از اسم «قاجار نويان» امير زاده مغول گرفته شده بود. با وجود انقراض دودمان قاجارها، مقامات بالاي دولتي تقريبا دست نخورده باقي ماندند! و بنا براين، حل مسائل ايران به درازا كشيد و .... در دوران قاجاريه بود كه ايران به قهقرا رفت، از قافله پيشرفت عقب افتاد و از لحاظ ارضي، خيلي كوچك شد. دو قرارداد تركمنچاي و هرات كه مورخان آنها را «ننگين» مي خوانند در زمان همين دودمان امضا شد. هر استاد تاريخ معاصر ايران و هر نويسنده تاريخ عهد قاجاريه در بيانات و نوشته هايش از قرارداد چهارم مارس 1857 انگلستان با ايران كه در پاريس تنظيم و امضا و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزي از تحميلات عصر استعمار (به سبك قديم) و منحوستر از عهدنامه تركمن چاي نام برده و از ايرانيان خواسته است كه آن را به دقت بخوانند و از ياد نبرند كه «ضعف نظامي» و «نداشتن مديران و رجال دلسوز» بدبختي بزرگي برايشان بود. گرچه فصل هفتم اين قرارداد كه منجر به جدايي هرات و مناطق اطراف آن شد به دولت ايران اين حق را داده است كه اگر از ناحيت افغانستان احساس خطر كند بتواند لشكر به افغانستان بكشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبيه و مجازات كند. دراين قرارداد 15 فصلي، تنها همين امتياز به ايران داده شده بود و اين كوتاه آمدن لندن هم به اين سبب بود كه سربازان ايراني سريعا مناطق غربي افغانستان امروز را كه انگليسي ها مي خواستند براي جلوگيري از پيشروي روسها به سوي آسياي جنوبي در اختيار گيرند تخليه كنند. انگليسي ها كه به منظور فشار وارد آوردن بر ايران جهت تخليه هرات و مناطق غربي افغانستان؛ بوشهر، چند جزيره و مناطق ديگري در جنوب وطن ما را تصرف كرده بودند نيروي زميني كافي در هندوستان نداشتند كه براي خلع يد از ايران به افغانستان بفرستند. به علاوه احتمال كمك نظامي روسيه هم به ايران مي رفت. اشاره به ساير فصول قرارداد دردآور است ازجمله اصل چهارم قرارداد مبني بر مجبور كردن ايران به عفو ايرانياني كه در اين جريانات از انگليسي ها حمايت كرده بودند و .... |
|
| دولتي شدن مدارس عالي غير دولتي ايران و قطع دريافت شهريه از دانشجويان |
| يك سال پس از دولتي و مطلقا رايگان و يكنواخت شدن مدارس ابتدايي، راهنمايي و متوسطه در ايران، انحلال مدارس غير دولتي وقت و به استخدام دولت در آمدن كاركنان آنها و خريداري شدن اموالشان؛ از 31 اكتبر 1975 (نهم آبان 1354) مدارس تعليمات عالي (دانشگاهها) غيردولتي ايران نيز دولتي شدند و دانشجويان به شرط سپردن تعهد خدمت به كشور، نه تنها از پرداخت شهريه معاف شدند بلكه امكان گرفتن كمك مالي بلا عوض دولتي هم به دست آوردند. پروانه مدارس عالي غير دولتي كه تعداد آنها 29 واحد بود هفتم آبان (دو روز پيش از آن) لغو شده بود. از آغاز سال تحصيلي 53 ـ 54 برنامه تغذيه رايگان دانش آموزان ابتدايي و راهنمايي نيز به اجرا گذارده شده بود. امر آموزش و پرورش رايگان در ايران در دهه 1970 در حقيقت تعميم قانون تعليمات اجباري و يكنواخت مصوب دهه 1940 (اوايل دهه 1320) بود كه تا آن زمان تنها دانش آموزان تعليمات عمومي (ابتدايي و بعدا راهنمايي) را شامل مي شد. يك سال پيش از رايگان شدن آموزش و پرورش در ايران، دانشسراهاي متعدد تربيت «مربي كودك» تاسيس شده بود تا آموزش پيش دبستاني هم غيردولتي و رايگان شود. براي اين كه امر آموزش رايگان در ايران به صورت دائمي درآيد و تغييرناپذير شود، موضوع به طور واضح و صريح به گونه اي كه نياز به شرح و تفسير نداشته باشد، از سوي مصوبان قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل 30 اين قانون آورده شده است، ولي مشاهده مي شود كه برغم صراحت اين اصل و افزايش درآمد ايران از نفت، از دهه 1990 ايجاد مدارس پولي در ايران از سر گرفته شده است. همچنين در مهرماه 1384 گزارش شده بود كه اين مدارس پولي (غير انتفاعي؟!) هم طبقه بندي مي شوند كه اين عمل به معناي پايان يافتن امر يكنواخت بودن تعليمات عمومي تلقي شده بود. با طبقه بندي كردن مدارس پولي بر حسب كيفيت تدريس، ترديد نيست كه پولدارها فرزندان خود را به مدارس طبقه بالا مي فرستند و بديهي است كه اين كار در نوجوانان توليد عقده ناشي از وجود طبقه در جامعه (بر حسب ميزان ثروت والدين) مي كند كه مغاير فرضيه هاي «عدالت» است. مسئله شهريه در مدارس عالي ايران (به ويژه در دانشگاه آزاد اسلامي) در سال هاي اخير (به ويژه سال 1385)، يكي از اخبار رسانه هاي تهران شده است. |
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:32  توسط کوروش پشوتن
|
در اين روز در سال 1083 ميلادي تورانشاه سلجوقي پسر ملك قاورد و پسر عموي ملكشاه، شاه كرمان شد كه در آن روزگار تا خليج فارس و درياي عمان امتداد داشت. ملك قاورد كه حاضر نشده بود پادشاهي برادر زاده خود ملكشاه را برسميت بشناسد به دست او كشته شده بود. از آثار باقي مانده از زمان حکومت ملك قاورد در شهر كرمان، مسجدي در مركز شهر موسوم به «مسجد ملك» است كه پس از انقلاب به مسجد امام تجديد نام شده است.
ملكشاه كه دست پرورده خواجه نظام الملك بود پس از كشته شدن پدرش آلب ارسلان، به پادشاهي رسيده بود.
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:29  توسط کوروش پشوتن
|
31اكتبر سال 641 ميلادي شهر اصفهان به تصرف سپاه اعراب مسلمان در آمد. اين سپاه قبلا در نهاوند لشكريان يزدگرد سوم را شكست و او را به شرق ايران فراري داده بود. در جنگ اصفهان (سپاهان) پادگان اين شهر به فرماندهي «استندر» كه موفق به دريافت كمك و نيروي تقويتي از يزدگرد نشده بود كه خود در حال فرار بود شكست خورد.
اعراب به دليل وجود چند آبادي و شهرك پردرخت و سرسبز با فاصله اي كم از اصفهان، اين مجموعه را «شهرستان» خواندند. اصفهان در آن زمان داراي دو محله معروف بود؛ يكي يهوديه و ديگري «جي». بزرگترين پادگان نظامي ايران در دوران ساسانيان در اصفهان قرار داشت، زيرا كه از لحاظ موقع جغرافيايي، اصفهان مركز ايران زمين بود و انتقال نيرو جهت دفاع و يا حمله از آنجا آسانتر صورت مي گرفت.
«سپاهان» پس از سلطه عرب، اصفهان تلفظ شده است، زيرا که در زبان عربي حرف «پ» وجود ندارد.
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:26  توسط کوروش پشوتن
|
من بدلیل عشقی که نسبت به میهن خودم دارم این وب لاگ رو درست کردم.
تو این وب لاگ می خوام در مورد موضوعات مختلفی صحبت کنم که
محوریت و اصل آن پرداختن به موضوعات تاریخی و باستانی ایران و
خیانتهایی که عربهای وحشی نسبت به این سرزمین افسانه ای کردند می
پردازم البته برنامه های دیگه ایی هم تو این وب میخوام انجام بدم عبارتند
از :
۱- اطلاعات بروز تاریخی که هیچ جای دیگه نمیشوید البته امیدوارم
۲- امکان دانلود کردن شما بهترینا از آهنگهای راکی هست که برای شما تدارک دیده شده
۳- پرداختن به مسائل سیاسی روز
۴- نظرسنجی در مورد مسائل مختلف
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 21:52  توسط کوروش پشوتن
|
۹۱ سال پیش از میلاد ((اروروباز)) نماینده ایران در مذاکرات با
امپراتوری روم که در دادگاه به اعدام محکوم شده بود در میدان
بزرگ شهر تیسفون (مدائن) در ملاعام اعدام شد. جرم او نشستن
بر صندلی پایین تر از صندلی (سولا)) ژنرال رومی در جلسه
مذاکرات ۲ کشور بود. مهرداد دوم شاه وقت ایران از دودمان
اشکانی این عمل ((اروروباز)) را بزرگ کردن رومی ها و به تعرض
تشویق کردنشان تلقی کرده بود و دستور محاکمه او را در
دادگاهی که از ۵ قاضی که ۳ تن از دامغان ـ همشهریان متهم ـ
بودند صادر و این دادگاه وی را مقصر شناخت . مهرداد دستور داد
که سفیر داومی روم در تیسفون به مراسم اعدام دعوت شود
جریان را ببیند و گزارش کند . مهرداد دوم گفته بود که فروتنی یک
منش و خصلت شریف است ولی نه در امور سیاسی و مذاکراتی
از این دست با دولتهایی دیگر که باعث تشویق -تعرض و زیاده
طلبی آنها می شود. 
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 18:17  توسط کوروش پشوتن
|